از اینکه این روز ها نتونستم به وبلاگ سر بزنم معذرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت ![]()
اخه این روزا سرم با دانشگاه شلوغ بود
اولین روزای ترم اولمه !
عین اون بچه های ابتدایی سال اول !
من الان دانشگاهم
به زودی میام مطلب میذارم
بای بای ![]()
به نام افریننده ی ستاره ها
از اینکه این روز ها نتونستم به وبلاگ سر بزنم معذرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت ![]()
اخه این روزا سرم با دانشگاه شلوغ بود
اولین روزای ترم اولمه !
عین اون بچه های ابتدایی سال اول !
من الان دانشگاهم
به زودی میام مطلب میذارم
بای بای ![]()
تو تنها اتشی هستی که خاموشت نخواهم کرد ... ![]()
تقدیم به کسی که هیچ وقت فراموشش نمیکنم : و.ف
بگذار که جا بماند این روح غریب در بین اشاره های بـی پـایانـت
تقدیم به کهنه ها .................
بی جانی ریشه از ساقه پیدا بود
ان شب که گفتی باورم کن که با تو میمانم
دلواپسی های من از صبح فردا بود
ان شب که گفتی با تو هستم تا که دنیا هست
باور نکردم گرچه این جمله زیبا بود ...
با تو اما ...
دلم از اتش نیستی سوزان
روحم از شوق شگفتی سوزان
و نگاهم با نگاهت حیران
هر که پرسید از شب
گفتمش روز منی
هر که تنهایم دید
گفتمش یار دل افروز منی ...
تقدیم به م.م
جرعه ای عشق بنوش
با صدای سرما کوچ را از سر گیر
قفس دل بگشا
اسمان را بنگر
قفل ها را بشکن
خنده را رونق ده
یک قناری شو و باز نغمه را از سر گیر
قفس دل بگشا
تازه راه امده است ...![]()
پرده ای بر روی ماه
اینهمه کلاغ از کجا رسیده اند
بر سپیده اه اه !
گفتم از عشق چه گویم چه توانم گفتن من که خود سوخته ام من که سراپا
عشقم
عشق در هر نگهی نقش و نگاری دارد
عشق در هر گذری نام و نشانـی دارد
عشق در هر سخنی جا و مکانـی دارد
عشق در نزد من اینه ی مهر و صفاست
عشــــق چون نـــــــور خــــــداســـت
عشق یعنی همه ی خوبی هاســـت
عشق گر نیست جهان دگر نیســــت
عشق گر نیست چه سان باید زیست ؟
چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی
من خاکم و من گردم من اشکم من و دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقـی و تو جانـی
خواهم که تو را در بند بنشانم و بنشینم
تا اتش جانم را بنشینــی و بنشانـــــی
ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی
من چشم تو را مانم تو اشک مرا مانی
در سینه ی سوزانم مستوری مجهوری
در دیده ی بیدارم پیدایـــی و پنهانـــی
من زمزمه ی عودم تو زمزمه پــــردازی
من سلسله ی موجم تو سلسله جنبانی
از اتش سودایت دارم من و دارد دل
داغی که نمیبینی دردی که نمیدانی
دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم
کام از تو و تاب از من نستانم و بـستانی
ای چشم رهی سویت کو چشم رهی جویت
روی از من سرگردان شـــاید که نـــگردانی ...![]()
دانم که ندانی از جدایی چونم
باز ای که سرگشته تر از فرهادم
دریاب که دیوانه تر از مجنونم
تقدیم به کسی که هنوز برنگشته !